پیشنهاد سردبیرمکتب مدیریت اسلامی

تحلیل وضعیت مدیریت ما

مدیریت ما بهترین دوران و بدترین دوران خود را می‌گذراند. طنین مدیریت اسلامی از هر زمانی پرآوازه‌تر و پرطمطراق‌تر‌ و آوای ناب تئوری‌های عمیق و کاربردی آن از هر زمان نحیف‌تر شده است. دست‌ها و دهان‌های زیادی برای مدیریت اسلامی می‌گویند و می‌نویسند و فکر‌هایی بسیار اندک و قلب‌هایی بسیار اندک‌تر به این عرصه می‌اندیشند و تعلق دارند. شمار کتاب‌ها، مقالات، نشریات و همایش‌های مربوط به مدیریت اسلامی از هرزمان بیشتر شده است و به همان میزان فقدان نگرش نظام‌مند و مبناگرایانه به مدیریت اسلامی وجود نامیمون خود را بیشتر به رخ می‌کشد.

شاخ و برگ‌های زیادی از کنار این عرصه سترگ دانش رسته‌اند: از شاخه‌هایی تنومند و ثمربخش تا هرزشاخه‌هایی بی‌مقدار. اما تمامی این زیرشاخه‌ها در یک چیز مشترک هستند: هرچه این شاخه‌ها تنومندتر شوند (چه شاخه‌های خوب و ثمربخش و چه هرزشاخه‌ها) احتمال شکستن اصل درخت – که در مقایسه با رشد و سنگینی شاخه‌ها؛ رشد نکرده و استوار نشده است[1] – بیشتر می‌شود.

به عبارت ساده‌تر،‌ پرداختن به زیرشاخه‌ها در علم عملیاتی و کاربردی مدیریت بدون توجه به رابطه‌ی آن‌ها با ریشه و مبنای‌شان ضررهای جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت. برای تبیین این مسئله این نتایج سوء را برای یکی از پرثمرترین شاخه‌های مدیریت اسلامی یعنی مدیریت جهادی اختصاراً مورد اشاره قرار می‌دهیم.

پرداختن به مدیریت جهادی بدون توجه به مفهوم مادر خود یعنی مدیریت اسلامی و بدون توجه به نوع رابطه این دو مفهوم، اول و مهم­تر از همه امکان استفاده از انبوه آموزه­های مدیریت اسلامی برای عرصه مدیریت جهادی را از بین خواهد برد. چرا که تنها با مشخص بودن وضعیت رابطه‌ی این دو مفهوم می‌توان چگونگی استفاده از نتایج و تولیدات هریک برای دیگری را مشخص کرد.

از سوی دیگر، پذیرش حالاتی برای رابطه میان مدیریت جهادی و مدیریت اسلامی، بدون بررسی روشمند و مبناگرایانه به قدری گمراه کننده است که  مجالی برای استفاده عملیاتی از آموزه­های مدیریت جهادی باقی نمی­گذارد (چرا که بستر مفهومی مورد نیاز برای استفاده از این آموزه­ها را باید در مدیریت اسلامی یافت).

علاوه بر آن عدم توجه به این رابطه امکان نظریه­­پردازی در بسیاری از عرصه­های اجرایی و سبک­های مدیریتی را نیز  از مکتب مدیریت اسلامی سلب کرده یا لااقل باعث دوباره‌کاری و موازی‌کاری بسیار می‌شود. در همین عرصه جهل به رابطه و جایگاه مدیریت جهادی در منظومه دانش مدیریت اسلامی باعث می‌شود تلاش خالصانه بسیاری از پژوهشگران این عرصه نتیجه جز پوچی و بیهودگی نداشته باشد؛ چرا که مدیریت جهادی را در عرصه‌هایی از مدیریت که خارج از حیطه مفهوم جهادی است به کار برده‌اند.[2]

مطالب بالا مثالی بسیار مختصر از فقدان نگرش نظام‌مند و مبناگرایانه به دانش مدیریت اسلامی است. فقدان این نگرش تنها یکی از چالش‌هایی است که مدیریت اسلامی با همه‌ی رشد و تعالی که داشته است،‌ به شدت دچار آن است. واضح است برای جبران هر یک از این ضعف‌ها و مقابله با هریک از این چالش‌ها، باید پژوهش‌های مستقلی انجام شده و راهبردهای تفصیلی شناسایی شوند. اما یکی از مسائلی که مسلماً می‌تواند نقش مهمی در بهبود و جبران تمامی این ضعف‌ها و خلاءها ایجاد کند؛ زنده کردن فرهنگ انتقاد علمی و نقدپذیری در ادبیات مدیریت اسلامی است. بسیاری از موازی‌کاری‌ها،‌ این‌همان‌گویی‌ها و تئوری‌های غیرقابل اجرا که امروزه در ادبیات مدیریت اسلامی رایج هستند،‌ با ظهور تیغ تیز نقد، ناپدید خواهند شد. البته روشن است که نقد بر غنای تئوری‌های ارزشمند و عمیق موجود در مدیریت اسلامی نیز می‌افزاید.

در این راستا در نشریه علمی تخصصی مدیر تلاش شده است،‌ برای احیای فرهنگ نقد و نقادی علمی، برنامه‌هایی تدوین شده و در دستور اجرا قرار گیرد. به این منظور در آغاز این شماره از میان نکات و نقدهایی که در رابطه با سرمقاله شماره پیشین به دفتر نشریه ارسال شده یا به صورت حضوری با نویسنده در میان گذاشته شده بود؛ نقدی تفصیلی انتخاب و ارائه شد. در این نقدنامه،‌ منتقد ارجمند تقریبا تمامی نکات و بازخورهایی که کتباً و شفاهاً در رابطه با سرمقاله شماره پیشین مطرح شده بود را پوشش داده است. البته از آنجا که اثر مطلوب نقد هنگامی کامل می‌شود که نقد شونده یا نظر علمی خود را اصلاح کند و یا پاسخی به نقد ارائه دهد، انشالله در شماره آتی این نشریه و یا از طریق رسانه‌های مرتبط، گزارشی از اصلاحات یا پاسخی به این نقد منصفانه ارائه خواهد شد[3]. امید است این اقدام،‌ گام کوچکی در جهت افزایش غنای علمی و کاربردی آثار مدیریت اسلامی از طریق ترویج فرهنگ نقد و انتقاد سازنده باشد. در پایان برخود لازم می‌دانم بار دیگر از تمامی دوستان و همکارانی که در ارائه این شماره نشریه علمی تخصصی مدیر همکاری داشتند، تشکر کنم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید مهدی عزیزی

[1] در اثر فقدان نگرش نظام‌مند و مبناگرایانه

[2] با مطالعه مقاله «شناسایی جایگاه مدیریت جهادی در منظومه دانش مدیریت اسلامی» می‌توانید عرصه‌های مرتبط با مدیریت جهادی را بشناسید و در نتیجه نمونه‌های از این تلاش‌های بی‌نتیجه را شناسایی کنید.

[3] با توجه به تأخیرهایی که در انتشار این شماره از نشریه ایجاد شده است، سردبیر محترم پاسخ به نقد مذکور را از طریق پایگاه آنلاین جامع «مدیریت اسلامی islamicmangement.ir» ارائه داده‌اند- ویراستار.

کلیدواژه
اینجا محل تبلیغات شماست

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close

Adblock Detected

Please consider supporting us by disabling your ad blocker