داستان مدیریتی

حکایت فاز متر ایرانی

حکایت فازمتر ایرانی
✍🏼 مهدی رجبی

داستان مدیریتی ایرانی

داستان های مدیریتی ابزار بسیار مناسبی برای آموزش مدیریت هستند. در این داستان که یک داستان مدیریتی ایرانی است به سادگی و کوتاهی هر چه تمامتر در رابطه با اهمیت حمایت از کالای ایرانی می آموزیم.

حکایت فازمترایرانی

👈🔻حدودا ٣٤-٥ سال پيش ١٥_١٦ سالم بود كه پدرم ١٠٠ تومن بهم داد تا برم فازمتر بخرم
مغازه دار دو تا فازمتر گذاشت روى ميز و گفت، قيمت اين هست ٢٠ تومن و اين يكى ١٠٠ تومن.
ظاهر هر دو فازمتر يكى بود و فرق آنچنانى نداشت.
پرسيدم، چه فرقى با هم دارند؟
گفت، فازمتر ١٠٠ تومنى خارجى ست و دوام بيشترى دارد و ٢٠ تومنى ايرانى است و زود خراب مى شود!

سريع گفتم، سه تا فازمتر ايرانى بده!

فروشنده با تعجب گفت، چرا سه تا؟
گفتم، هر كدام خراب شد از آن يكى استفاده مى كنيم
فروشنده گفت، خب، چرا خارجى اش را نمى خرى تا خيالت راحت باشد؟
گفتم اولا براى كمك به توليدكنندگان ايرانى و دوم اينكه، يعنى سه فازمتر ايرانى، كار يك فازمتر خارجى را نمى كند؟
سوم اينكه ٤٠ تومن هم صرفه جويى شده.

امروز ٣٤ سال از آن زمان مى گذرد و تا ١٥ سال بعد از آن روز، هر سه فازمتر سالم بودند
يكى از آنها را بچه ها خراب كردند و يكى ديگر گم شد و سومى مثل روز اول سالم است و هنوز از آن استفاده مى كنيم.

خدا هدايت كند آنهايى را كه اين اين تخم لق و اين تفكر غلط كه “جنس ايرانى بدرد نمى خورد و خارجى خوب است” را در ذهن ما كاشتند!
#تولید_داخلی
#اقتصاد_مقاومتی

اینجا محل تبلیغات شماست

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد ما

Close
Close

Adblock Detected

Please consider supporting us by disabling your ad blocker