معماری
خانه / داستان مدیریتی / داستان مدیریتی: تعلق سازمانی
داستان مدیریتی کوتاه

داستان مدیریتی: تعلق سازمانی

داستان مدیر آمریکایی و کارگر ژاپنی

در سال ۲۰۰۳ یکی از مدیران آمریکایی که برای یک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود، خاطرات جالبی را نقل کرده است.

نوشته های او در شرح خاطرات یکی از روزهایش در ژاپن و گفتگوی او با یک جوان ژاپنی بسیار قابل توجه است، که می تواند به عنوان یک داستان مدیریتی کوتاه مورد توجه قرار گیرد.

داستان مدیریتی کوتاه

«روزی از خیابانی که جند   ماشین  در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم راجلب کرد . او با جدیت وحرارتی خاص مشغول تمیز   کردن یک ماشین بود  ، بی اختیار ایستادم . مشاهده فردی که این چنین در حفظ و تمیزی ماشین خود می کوشد مرا   مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تمیز کردن ماشین و تنظیم آیینه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر   در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاد . رفتار وی گیجم کرد . به او نزدیک شدم و پرسیدم مگر آن ماشینی را که تمیز کردید   متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشین از تولیدات آن   است . دلم نمی خواهد اتومبیلی را که ما ساخته ایم کثیف و نامرتب جلوه کند»

     بله، فرهنگ سازمانی قوی، تعلق کارکنان را به شرکت شما افزایش می دهد. سبک مدیریتی شماست که می تواند چنین فرهنگ سازمانی قوی را بسازد.

درباره ی mahdiazizi

همچنین ببینید

داستان مدیریتی زیبا

داستان مدیریتی: سه قطعه معیوب

داستان مدیریتی زیبا می تواند یک معجزه در آموزش مدیریت ایجاد کند. در ادامه در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس